نقد کتاب
کتاب انتخاب شده برای جلسه نقد کتاب جامعه شناسی تحریفات عاشوراََ نوشته دکترعبدالحمید ضیایی است .این کتاب را می توانید از اینجا http://www.farsiebook.com/ebook/6838.htm
دانلود کنید. این کتاب جمعه ۱۲ بهمن درکانون شهید بنی طبا نقد و بررسی خواهد شد.
معرفت وآگاهي در طول تاريخ است،آنهم محبتي كه پيش از شناخت است نه بعداز آن.هر سال در دهه
عاشورا روز و شب،نقل مناقب وكرامات ميشود وبه بيان خوارق عادات وعجايب زندگي شخصي و خصوصيات
غيبي ومعجزاتي كه پيش از خلقت عالم و آدم و قبل از تولد و ..... از امام حسين سر زده است،ميپردازند
اما در اين باره كه امام كه بود انديشه هايش چه بود،چه ها گفت و درمدت پنجاه سال حياتش پيش از عاشورا
كجا بود كه يكباره از پشت ابرهاي خاموشي و فراموشي ظاهر شد ،چه ميكرد؟چند بررسي علمي ودقيق
و مستند در باره واقعه عاشورا ميتوان يافت؟
با هدف تجليل از ائمه،به تحقير آنان مي پردازيم وبه جاي آنكه با عاشورا خود را بالا ببريم،امام حسين وخاندانش راپايين مي آوريم. امروزه شاهدبازگشت برخي از روضه ها ،برنامه ها ،تفكرات وشيوه هايي هستيم كه در گذشته تضعيف يا نابود شده بودند.روضه به مثابه ي نماد تفكركلامي –سيلسي شيعه واجد بار احساسي وعاطفي
بسيار قوي بوده است.انبوهي هيات هاي عزاداري،عليرغم زوايا وجنبه هاي مثبت آن،ميتواند به كثرت غلو و
خرافات منجر شود.رقابت وچشم وهم چشمي بين هيات ها،خود يكي از عوامل توليدخرافه هاست.غلو در
انتساب اشعار غنايي موهن به ائمه وتشبيهات وتكرار مداوم آنها(مثل كلب الحسين ،سگ حسين بودن وعوعو
كردن)يا غلو دربيان مصائبي مثل شهادت حضرت زهرا،علي اكبر و.....نمونه هاي ناچيزي از جايگزيني محبت به جاي معرفت است.
رواج پاره اي از زبان حال هاي غير مستند ،بي ريشه ومبتذل نيز تبعات منفي جدي اي در پي داشته ودارد.از سويي با اين توجيه كه اين مسائل صرفا زبان حال هستند،موجد گونه اي از مشروعيت و وجاهت براي زبان حال هاي نا موثق مي شوند وازسوي ديگر به شكل گيري احساسات وعواطف مبالغه آميز وغير واقعي مخاطبان جوان وكم اطلاع منجر خواهد شد.
.....اي كاش شاعران ومرثيه سرايانبه جاي خوارداشت روزگار وبيان ذلت وضعف امام حسين و اصحاب پاكش ،در
عاشورا اندكي هم به اصل واقعه مي پرداختندو بااين توجيه كه در شعر ،اكذب احسن است وخاصيت خيال وتخيل
برون شد از حوزه ي واقعيات تاريخي است ،از خود رفع مسئوليت نمي كردند........
بي شك مظلوميت امام حسين با وجود چنين ياران ومداحاني نه تنها كم نمي شود بلكه مضاعف و صد چندان ميشود.
...... توليد انبوه مداح غير كيفي درسطح جامعه امروز ايران،از ديگر آفتهاي فرهنگ عاشوراست.امروزه به جاي محتواگرايي استاد محورانه،نوعي سطحي وسخيف از شور آفريني نوار محورانه ديده ميشودومتاسفانه آگاهي ودانش پاره اي از مداحان در باره ي ادبيات وشعر ،سخت نامناسب وپليين است واز سوي ديگرحوصله وظرفيت اغلب مخاطبان نسبت به استماع اشعار محكم وناب در قالب قصيده ومثنوي نيز كاهش فزاينده اي يافته است.بر همين مبنا،ادبيات غنايي در عرصه ي عزاداري ها زيادشده است.البته اين امر في نفسه منفي قلمداد نميشود،ليكن كاربرد مبتذل وسطحي آن محل بحث است وايراد اصلي در اينجاست كه اشعارمزبور،بيش وپيش از آنكه مسبوق ومصبوغ به آثار ادبي عرفاني وحماسي باشند،از ترانه هاي كوچه بازاري وعاميانه ي سطحي سرچشمه گرفته اند و شگفت اينكه حتي شيوه اجراوسبك نيز بر همان نسق گذشته است.
شيوه هاي ناموجه وغير صحيح سينه زني وزنجيرزني نيز ازجمله تحول هاي ناصواب در شكل عزاداري است.معضل وآسيب جدي درسينه زني ها از اينجاناشي مي شود كه بعضا سينه زني ها به به حركات نمايشي ناشايست وزائد آلوده شده واين حركات عزاداري رااز سادگي ومحتوي تهي كرده است.
علاوه براين درعرصه مداحي،دانش مداحي به توانايي صوتي واحرايي تقليل يافته و شعرو اثر قوي وغني هيچ جايگاهي ندارد،درحاليكه مهمترين ركن درمداحي ،مطالعه جدي مقاتل ودواوين شعرا و....است.امروزه درصد خيلي كمي از مداحان اهل مطالعه اندوبا اندكي تامل درمراسم متعدد ومتنوع ميتوان به وضوح در يافت كه بسياري ازاشعار به جاي آنكه تفكربرانگيز باشد،ترحم برانگيزند.
